قربونت برم الهی
تو لباس عروس چه ماهی
قسمت من که نبودی
برو خوشبخت شی الهی

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
بازم از سر دلتنگی زدم بیرون
برف آروم و زیبا می باره
تو خیابونا بی هدف پرسه می زنم
همه یه جوری بهم نگاه می کنن
فکر می کنن تنهایی دارم با خودم حرف می زنم
اما نمی دونن ، نمی بینن کسی رو که داره شونه به شونم میاد
بهش می گم : توی این دنیات یادت رفت یه رسم وفا و مردونگی بذاری
اون می گه : رسمش که هست شما نامردین... تو خودت از کی تا حالا یادی از من کردی
می گم : چرا الان با این همه نامردیم باز کنارمی؟
می گه : چون می خوام پیشت باشم رفیق...
؟؟؟ : آقا .. آقا ...
اون می گه : با تو کار دارن...
من می گم بی خیالش من وقتی باهاتم نه کسی رو می بینم نه صدای کسی رو می شنوم
خدا...
امروز باز بهم نشونم دادی که همیشه شونه به شونه من هستی وقتی تنها می شم
زمینم می شی وقتی زمین می خورم
دیوارم می شی وقتی می خوام پا شم
دنیات ارزونی خودت ، من تو رو دارم
-----------------------------------------------------------------------------------------------
بی تو طوفانزده دشت جنونم،صید افتاده به خونم
تو چسان می گذری غافل از اندوه درونم
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی
قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تا خم کوچه بدنبال تو لغزید نگاهم
تو ندیدی،
نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی
در خانه چو ببستم ،دگر از پای نشستم
گوئیا زلزله آمد ، گوئیا خانه فرو ریخت سر من
بی تو من در همه شهر غریبم
بی تو ،کس نشنود از این دل بشکسته صدایی
بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوایی
تو همه شعر و سرودی، تو همه بود و نبودی
چه گریزی زبر من،که زکویت نگریزم
گر بمیرم زغم دل ، با تو هرگز نستیزم
من و یک لحظه جدایی ؟ نتوانم ، نتوانم
-----------------------------------------------------------------------------------------------
خب عزیزم امیدوارم واقعا خوشبخت باشی با هر کی هستی
هر بار گفتم فراموشم نکن ، اینبار می گم فراموشم کن
هر بار گفتم منو از خاطره ها کم نکن ،اینبار می گم خاطرهامو به خودم برگزدون
هر بار گفتم کاش یه روز برگردی ، اینبار می گم برو خوشبخت شی با اونی که می خوای یکی شی
نبینم یه وقت دلتنگم بشی
نبینم به یاد روزای خوبمون اشکی بریزی
نبینم حس کنی شونه هامو کم داری
یه روزی اگه منو دیدی از کنارت رد شدم ، نبینم پیش اون دلت بلرزه
ممنونم ازت برای آخرین خاطره ای که تقدیمم کردی
خدا نگه دارت عزیزم...
اینم یه آهنگ برا عروسیت از طرف من
دانلود آهنگ
---------------------------------------------------------------------------
پ.ن : شاید این پست مدتها بمونه و دیگه آپ نکنم
+
درد نوشت پنجشنبه 1390/10/29 9:58 بعد از ظهر میلاد
|
نقش شیرین رود از سنگ
ولی ممکن نیست خیال رخش از خاطر فرهاد رود
-------------------------------------------------------------------------------------------------
درونم سکوتیست همانند سکوت بعد از طوفان
طوفانی که قشنگی های درونم را ویران کرد و رفت
همه امید و آرزوها رو با خود برد
چیزی که به جا گذشت حسرت و افسوسی بیش نیست
من از تنها رفتن و رفتن راهی که برای خودمون ساخته بودیم خسته شدم
در آتشکده عشق دل به صلیب کشیده من را به چه جرمی به آتش کشند؟
مگر نمی دانند که در این دل سودای عشق پاکم خوابیده
این خدایی که به عدالت حکم می کند ، دل دیوانه من را چرا ناعادلانه می سوزاند
گویند عشق پاک است ، عشق آسمانیست ، عشق زیباست
پس این هوس در عشق که مرا به این خاک کشاند چیست؟
او که هوس را در دل داشت اینگونه دل عاشق من را خون کرد
او که با دیگری می خندد و من در تنهایی ماتم او دارم ، بنازم این عدالت خدا را
بیش از این ترسم که دردم کفر باشد
ساکت در کناری با دل کافر خود مستانگی می کنم...
+
درد نوشت سه شنبه 1390/10/27 5:43 بعد از ظهر میلاد
|

به دیدارم بیا هر شب
در ابن تنهایی تنها و خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن ای روشن تر از لبخند
شبم را روز کن در زیر سر پوش سیاهی
دلم تنگ است
--------------------------------------------------------------------------------------
این خاطراتت طناب داریست بر گردن من
نه بالا می رود راحتم کند ، نه بر می آید از گردن آزادم کند
آهسته سوختنم برای چیست؟
خاکسترم کن و پایانم بده
سالهایی که گذشت برایم مانند دیروزیست که از خاطرم نمی گذرد
نمی توانم در امرزوی باشم که تو را در دیروز جا گذشته ام
نمی توانم برای نامهربانی مث تو ، نامهربان باشم
آزار شب و روزم شده ، شب و روزی که دارم بی تو سر می کنم
چه کنم که سرنوشت ، از سر برایم تنهایی نوشت
مرا به تنهایی خود واگذار ، تو باش با هر کس که خواهی...
+
درد نوشت چهارشنبه 1390/10/21 3:7 بعد از ظهر میلاد
|
بارون میاد...
بارون پاییزی...
ببار ای بارون ببار که خیلی وقته منتظرتم
ببار به این بیابونا به این چمنزار ها ، ببار تو ببار
یه این گل های پرپر شده از تشنگی ، ببار تو ببار
ببار به خاطر این امیدها برای این آرزوها ، ببار تو ببار
ببار به این دلهای آتیش گرفته از محبت ، ببار
ببار و با بارشت لباس هامو خیس کن ، برگردون بهم اون عهد و پیمان منو
طوری ببار که خیس بشن این قلم تو دستمو کاغذم
یادمه که چطوری باریدی توی این سه سال پیش
انقدر قشنگ باریدی که خیس شده بود سر و صورتمون
نشسته بودیم روی یه نیمکت و تو می باریدی برامون و قطره هات سر می خوردن رو سر و صورتمون
دوتامونم دلمون نمی خواست پاشیم بریم خونمون آخه می ترسیدیم بریم و بینمون فاصله بیفته
تو یه شعری ، یه نغمه ای که زبون نداری ، چه جوری بگم که بفهمی
که وقتی می باری واسه مرده ها جون می دی ، واسه گل های سرخ ،سرخی می دی
ببار بارون ، فدات بشم ببار از این سر دنیا تا اون سر دنیا ببار
ببار که خیانت و بی وفایی به اندازه همه غم ها از این دیار دور بشه
همین که می باری چی می شه واسه عشقم خبر از من ببری
اما از این غمم از این تنهاییم چیزی براش نگو
بزن به شیشه پنجره اش بهش بگو اومده پاییز (فصل آشناییمون)
روی همون سنگ ، همون کوچه ، چشم به راهته این غریبه تنها
اگه خواسی از اون کوچه رد بشی منم صدا بزن
ببار بارون ببار
ببار تا باز بشه این دل ها ، ببین تو این دل ها چقد آرزو هسش ،چقد حسرت هسش
ببار که برگرده اون روزها ببار که به یادش بیاد اون روزها
ببار که عاشقا از غم و غصه دور باشن...
ببار که بدونه این غریبه هنوز دلش تو اون کوچه منتظرشه
چرا فلک حرفمو می بره چرا نمی ذاره حرفمو بزنم
تا بسوزم و آتیش بگیرم و شعله بکشم
بارون می باره نمی بینه اشکامو ، رعد می زنه نمی شنوه صدامو
عشقم از من دور می شه چرا نمی شنوه صدامو
داره این غریبه رو آتیش می زنه داره قلبشو به دار می کشه
ای فلک عجله کن چون که عمرم داره عجله می کنه
چون که دارم تموم می شم و اون بازم ازم دوره...
(این یه شعر بوده که ترجمه شده حالا بعضی جاهاشو خودم نوشتم کامل شه،خلاصه نوشته خودم نیس)
+
درد نوشت جمعه 1390/10/16 9:20 بعد از ظهر میلاد
|

دلم گرفته همسفر هوای گریه دارم
تو این شبای بی کسی بی تو لحظه شمارم
*****************************************************
کسی که برای ماندنم خواهش می کرد خود رفت و من ماندم
کسی که فردای خودش رو به فردای من گره زد ، منو از این فرداها کم کردو خود رفت
من در آغوش دیگری ، تو دز آغوش دیگری ، بنازم این روزگار را با این عشق و وفایش
نمی دانم چرا این گل عشقت در دل با این همه ظلمت پژمرده نمی شود
نمی دانم چرا آتش این عشق در این زمستان دل خاموش نمی شود
باور نمی کردم ولی باورم شد ،رمان عشق پاک پسری برای دختره هرزه ای
قسم به همه پاکی ها ، گر بگیرد خدا این عشق از دلم ، به هر کس و نا کسی دل نبندم
تو را با هر چی عشق و خاطراتت کنار می گذارم و می روم اما لعنت به اون روزی که عاشقت شدم ، بر می گردم و می دوم به طرف خاطراتت
با نفرت در آغوش می کشم عشقت را که آبادی دل را ویران کرد
اگر هزار بار هم به دنیا بیام باز هم دوستت دارم ، پس از بی تو بودن هلاکم نکن
خودت را از من مگیر ای دنیای من ، من ...
من...
من هنوز هم عاشقتم...
+
درد نوشت شنبه 1390/10/03 11:59 بعد از ظهر میلاد
|
دنیایی
که تو خیابونا دنبال عشق می گردن " هی خانوم من ازت خوشم اومده ، افتخار آشنایی می دین؟"
دنیایی
که حرف دل رو به جای مح زنی باور دارن
دنیایی
که لبخند معنی لبخند دیگه نداره ، احساس رو برا یه شب تقدیم هم می کنن
دنیایی
که تیپ ، پول ، لباس ، ماشین یعنی همه چی یعنی عشق
دنیایی
که دوست به دشمن فرصت زمین زدنت رو نمی ده ، خودش زودتر کارتو تموم می کنه
دنیایی
که همه از خودشون شخصیت خیالی ساختن و خودشنو گم کردن
دنیایی
که " دوست دارم " واسه یه شب گفته می شه ، بعد تموم...
دنیایی
که گم می شی میونه این همه آدم و کسیم پیدا نمی شه که پیدات کنه
دنیایی
که نزنی می خوری ، بی خیال باشی عاشقت می شن عاشق باشی بی خیالت می شن
دنیایی
که منم و من دنیایی که داره تموم می شه و من هنوز اینجام
هنوز می گم شاید یه روز برسه که بفهمیم دنیا اون چیزی نیس که نشون می ده
+
درد نوشت شنبه 1390/10/03 1:3 قبل از ظهر میلاد
|

***************************************************************

****************************************************************

*****************************************************************

--------------------------------------------------------------------------------------------
بازم مث هر سال دیگه تولدت رو تو تنهاییم جشن می گیرم و بهت تبریک می گم
اما اینبار با خودم عهد کردم که امسال آخرین سالیه که بهت تبریک می گم
گلم هر جا هستی با هر کی هستی امیدوارم خوشحال و خوشبخت باشی
امیدوارم دنیا به روت بخنده گر چه از من ندیدم اما تو روزای خوب دنیا رو ببینی
به جای تو شمع تولدت رو فوت می کنم برات آرزو می کنم
آرزو می کنم یه روز مث من عاشق بشی
عاشق یه بی وفا مث خودت...
تولدت مبارک عزیزم...
+
درد نوشت سه شنبه 1390/09/29 0:8 قبل از ظهر میلاد
|
سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی
شاید سوزش این زخم ها را کم کنی
آه باران من سراپای وجودم آتش است
پس بزن باران
بزن شاید تو خاموشم کنی...
--------------------------------------------------------------------------------------
دل من آروم باش
این دنیا یه جوریه ! یا ما واسه این دنیا زیادی هسیم یا دنیا واسه ما زیادی....
دل من آروم باش
اشک من همدم تو ، منت این بی وفایان چرا ، این روزا تا بخوای چشمام برات می بارن
تا بخوای می شم رفیقت دست این نا رفیقان بوی نامردی می ده
دل من آروم باش
همه می گن این رسمشه ! ما که این رسم و رسوم حالیمون نیس ، یه جورایی سر به هواییم
دوست داشته باشیم بی رسم و رسوم دوست داریم
دل من آروم باش
می رسه روزی که ما هم بخندیم ، نه نه این دفعه واقعا بخندیم،هه بین خودمون باشه خندیدن هم یادمون رفته
یه روزی میاد که می ذارم می رم جایی که خودم و خودم باشه خدا تو هم بیرون باش لطفا !
یه روزی میاد که بشم یه خاطره ، الان نمی دونی اما من می دونم چه می کشی اون روزی که یاد من می افتی
هی می خوام بگم بی خیال ، می بینم یه چیزی رو گونه هام سر می خوره ، آخه جهنم چرا تو دنیا آتیشم می زنی!
خدایا تا حالا منت کسی سرم نبوده تو هم بیا این یه جسم بی جون با یه روح داغونت رو تحویل بگیر
بهت گقته بودم روز خدافظی من با تو ،روز خدافظی من با دنیاس ، خدافظ دنیا !
ما رفتیم سر بلند رفتیم جایی که نه من ، نه تو ، نه خدایی هست
فقط دل غریب من اونجاست و بس
الوداع...
+
درد نوشت یکشنبه 1390/09/20 5:45 قبل از ظهر میلاد
|
تو که دیدی تنهایی سخته
تو که دردشو کشیدی
من که احساسمو دارم
چرا از من بریدی؟

کاش ای تنها امید زندگی می توانستم فراموشت کنم
یا شبی در آتش سوزان جان
در نهان سینه خاموشت کنم
-------------------------------------------------------------------
شمع را خاموش می کنم و به کاغذ و قلم پشت می کنم
دل را ساکت می کنم و به احساس پشت می کنم
در خلوت خود به تنهایی پناه می آورم
در سکوتی لبریز از فریاد بغض می کنم
شاید رسم و رفتار تنهایی همینه
خود را با خود دوست کردن
عشق ،،،
آتشی که گستاخانه می سوزاند و مظلومانه می سوزیم
حیرت از این همه احساس که خاکسترانه امیدواریم به جرقه ای
و باد حقیقت که این خاکستر امید را به باد می دهد
چشم ها را می بندم
ترس از واقعیتی که بی رحمانه به خیالم می تازد
خیالی که فقط و فقط برای من و اوست
در بند دنیاییم که مرا از دنیای خود جدا کرده ...
دنیایی که نه می بینند ، نه می شنوند ، نه می فهمند
غریبانه در تنهایی خود می مانم بی آنکه در انتظار کسی از این دیار باشم
+
درد نوشت جمعه 1390/09/04 9:34 بعد از ظهر میلاد
|

لحظه هر لحظه پس از تو ، شب و گریه در کمینه
تو دیگه بر نمی گردی آخر قصه همینه...

باور نمی کردم هرگز چدایی را
آن آمدن با عشق ، این بی وفایی را

به قدر هر چه گل دیدم مرا آزار کردی تو
خیانت را دوباره در دلم تکرار کردی تو
----------------------------------------------------------------------------------------------
امشب مث هر شب دیگه شب تنهایی من
تو تنها رقتی و من تنها ماندم
حرفا که در این دل ماند و تو رفتی
نشیده بگیر هر بار که می گم دوست دارم
ای دوست نکردم گناهی به خدا
نکردم خطایی به خدا
مرا در آتش چه این گونه می سوزانند
این همه غم و تنهایی سرانجام چیست؟
در پی اویم من ، سالهاست و او در پی کیست؟
دیگر این می و میخانه هم دردم نداند
من در این ظلمت بی وفایی در پی یارم
او که هر شبش پر از ستاره و من هر شبم بی ستاره
من همان غریبه این ظلمتم کس نداند دردم
او که همه زندگی من بود مرا به زندگیه بی او سپرد و رفت
بروم در پی چه چیز؟ چه کس؟
او که همه کس و همه چیز من بود و رفت
من که خود افتاده ام آزار بیشترم چرا ؟
من نشسته در اینجا که شاید یه روزی برای همیشه ماندن برگردد...
-----------------------------------------------------------------------------
این اهنگ که خیلی دوسش دارم برای اون کس که شاید نفهمه چی داره می گه...
دانلود اهنگ
+
درد نوشت پنجشنبه 1390/08/26 1:34 قبل از ظهر میلاد
|

یکی بود یکی نبود
زیر این سقف کبود
یه غریب آشنا
دل و جونمو ربود
گل یاس و مهربون
اون عریبه خودتی
با من بمون...
-------------------------------------------------------------------------------
چه عاشقانه...
روز آمدن تو ، روز رفتن من بودن
سری به این دلم بزن ببین چه سوت و کور
با لب خاموش سخن می گویم ، می شنوی؟
آهسته می روم تا که شاید یه روزی برسی
می خواهم بخندم با صدای بلند بخندم ، صدای گریه ام آرزوی خیلی هاست ، تا که نشنوند
وقتی با منی مانند کودکی بی دلیل می خندم ، نمی دانم چرا؟
تقویم دلم پر از خط خطیه ، خط های روزای نبودنت
مرا چه به مجنون ، مرا چه به فرهاد
من غریبه ای بیش نیسم ، که می سوزم ، می سوزم
---------------------------------------------------------------------------------------------
اینم یه آهنگ برای یه نفر
دانلود آهنگ
+
درد نوشت شنبه 1390/08/21 11:45 بعد از ظهر میلاد
|
غریبی بی کسی اندازه داره
آخه دل منم خدایی داره...
----------------------------------------------------------------
مث هر شب باز دارم فالت رو می زنم
انقده می زنم که یه شب فال برگشتنت در بیاد
خدای آرزوها خسته شد از آرزوهای تکراریم
آرزووی تو و با تو بودن خدارو خسته کرد
دل و برداشتم و به خدا پسش دادم
خدا هم از درد این دل اشکش در اومد
تو ای ظالم چه دانی از عشق و درد عشق
چه دانی از بی قراری های شبونه
بهم گفتی نمی شه برو و بگذر از من
من ماندم و گفتم بی تو می سوزم و می میرم
خیال تو هر روز وشب داره برام قصه ها تو می گه
شدی شاهزاده قصه هام تا یه روز بیای پیشم
آتیشم زد این بی تو بودن ها ، خسته شدم از این همه بی انصافی ها
خسته شدم از آمدن و رفتن ها
یه روز بیا و هیچ وقت نرو
بمون پیشم برا همیشه...
----------------------------------------------------------------------
این آهنگم حرفامه برا تو
دانلود آهنگ
+
درد نوشت جمعه 1390/08/13 0:25 قبل از ظهر میلاد
|

عاشقانه دوستت خواهم داشت...
عاشقانه در غمت خواهم مرد...
بی آنکه بخواهم در مرگم اشک بریزی...

نگو...
که مجبوری برای رفتن

از وقتی رفت یه روز خوش ندیدم
خواستم دلم یه گوشه ای بمیره
خسته شدم چه انتظار سختی
یکی بیاد جون منو بگیره
------------------------------------------------------------------------
در درونم غوغاییست از عشق
آتشی از عشق که هر دم می سوزاند دل را
و چه سکوت معصومانه ای دارد این دل
چه شب هایی که شمع شدم در انتظار پروانه
چه شب هایی که دل در بی کسی اشک ریخت
و چشمان بی رحم بارانی نشد از غرور
از من دلیل عشق مپرس
دیگر من نیز دل را نمی فهم
کوله بار غم را لحظه ای زمین می گذارم تا نفسی تازه کنم
چه خیال حباب مانندی دارم که نمی دانم غم در جان من ریشه دارد
آن کس که عشق را درونم هک کرد ندانست همه جانم را از آن خود کرد
برایم راه رفتن نشان می دهد نمی داند که من برای ماندن جانم را فدا کردم
زندگی برایم اتاق انتظاریست پر از شایدهاست
شاید یه روزی بیاد...
شاید...
با افتخار می سوزم در آتش جهنمت ای خدا ، و تو نیز با افتخار مرا بسوزان
که گنهم جز عشقی نیست که خویش در دل منه دیوانه انداختی
خسته نیستم از این همه غم و تنهایی ، دستی که دستم گرفت
دست نامرد نیست ، دست خداییست که می دانم مردونه منو می فهمه
مرا از من کم کن و از خود بر من بیافزای
که درد عشق بزرگتر از من و من خراب این دردم
بر نوشته هایم بوسه می زنم ، تا بخوانی ،بوسه بر لبت نهم
وای بر این عشق که از منه نا چیز ، دنیایی از احساس آفرید
...
+
درد نوشت شنبه 1390/08/07 4:25 قبل از ظهر میلاد
|

هر جا که اسم تو میاد فکر می کنم عشق منه ...
---------------------------------------------------------------------
حکمت چیست ؟ هر آن جا که می گذرم مرا دچار ـ ردی از تو می کند
من که گذشتم ، چرا این یاد تو از من و دل نمی گذرد
افسوس تا به کی؟ حسرت تا به کی؟
تو در دنیای دیگر ، من در دنیای دیگر
و امیدی که خدا خود نیز مهر نا امیدی بر آن زده
خیالم را به چه خوش کنم؟
نوشته هایم را تا به کی در غم عشقت حبس کنم
درد من ، درد تنهایی و نامردمان نیست
درد من ، درد بی تو بودن ، درد نبودنت هس
گناهم چیست ؟ که گر بدانم چیست ، به خدا می گذرم از این عشق و از این خیال تو
سوختم در آتشی که برایت معنای سوختن نداشت
ماندم در رویایی که تو غافل از آنی
کاش در دنیا خدایی بود بی انصاف برای بی انصافایی مث تو
کاش خدا انقدر برایت بخشنده نبود...
+
درد نوشت پنجشنبه 1390/07/28 0:42 قبل از ظهر میلاد
|
لعنت به اون روزی که واسه اولین بار دیدمت
لعنت به اون روزی که تو آغوشم حست کردم
لعنت به اون روزی که بوسه هامون به هم گره خورد
لعنت به اون روزی که تو واسه من شدی خدا
لعنت به اون روزی که دستات دستامو تنها گذشت
لعنت به روزی که خیانت تو دلت نشست
لعنت به روزی که تو ماله کسه دیگه شدی
لعنت به روزی که عشقم تو دلت مرد
لعنت به همه روزایی که از تو برایم خاطره ای بود
در حسرت روزهای عاشقونمون در حسرت شبهای با هم بودنمون
وای از این زمونه
وای از این سرنوشت...
---------------------------------------------------------
پ.ن : خیلی وقته نبودم ، شاید دیگه حسی برام نمونده ، یا شایدم سرشار از حس اما با یه دل سنگی
که یه جور تضاد تو وجودم و داره ذره ذره تمومم می کنه...
بهر حال اومدم از همه دوستام که واقعا رفاقتشون رو ثابت کردن با اینکه نمیومدم اما همیشه بهم سر می زدن تشکر کنم
این وبلاگ نه برای خودم بلکه به احترام همین دوستامه که هنوز هسش
اینو بدونین تو اوج تنهایی ، تو اوج خوشبختی ، تو هر حالتی منم شما رو فراموش نکردم و نمی کنم
همتونو دوست دارم ...
+
درد نوشت پنجشنبه 1390/07/21 1:3 قبل از ظهر میلاد
|